ناصر چاری با اشاره به نام و تمدن باستانی سیستان و ریشه آن بیان کرد: واژه «سیو» به معنای سرزمین مردان است، اما این تعبیر هرگز به معنای حذف یا بیارزشی زنان نیست، بلکه نشانهای از جایگاه والا و حرمت زن در این سرزمین است.
وی تصریح کرد: سیستان بهعنوان یکی از کهنترین مناطق تمدنی ایران، دارای سابقهای حدود پنج هزار سال است که فرهنگ و هویت آن به واسطه تمدنهای باستانی چون جیداییها و شهر سوخته، از ارزش تاریخی و فرهنگی بالایی برخوردار است. این منطقه نهتنها خاستگاه شخصیتهای اسطورهای و تاریخی همچون رستم بوده، بلکه محل پیدایش بسیاری از سنتها، آیینها و باورهای مردمی است که همچنان در زندگی روزمره مردم تجلی دارد.
وی افزود: زنان در سیستان هرگز بهعنوان کالا دیده نشدهاند و نقش آنها در فرهنگ، تاریخ و حتی ادبیات حماسی چون شاهنامه، بسیار برجسته و محترم بوده است. از جمله نمونههای آن، سرگذشت دختر رستم است که یکی از معدود زنان دارای داستان مستقل در شاهنامه به شمار میرود.
چاری همچنین خاطرنشان کرد: در تاریخ سیستان، دشمنان نیز از جایگاه زن آگاه بودند و برای ضربهزدن به غیرت مردم، زنان را هدف تهدید قرار میدادند. اما مردم سیستان باوجود شکستهای نظامی، هیچگاه اجازه ندادند حرمت زنانشان زیر سؤال برود و در برابر این نوع تهدیدات، دست به مقاومت زدند.
وی در ادامه گفت: در دعواهای محلی، اگر زنی با چادر وارد میشد، نزاع پایان مییافت، چرا که دیدن زن بیحجاب خطقرمز مردان سیستانی بود و همه برای حفظ حرمت او عقبنشینی میکردند.
رستم؛ قهرمانی که سیستان را جهانی کرد
چاری در ادامه با اشاره به پیشینه پنجهزارساله فرهنگی سیستان گفت: سیستان یکی از خاستگاههای اصلی ادبیات حماسی ایران است و قهرمان ملی ایران، رستم، از این منطقه برخاسته است.
وی افزود: حتی مولوی در شعری معروف میگوید: شیرخدا و رستم دستانم آرزوست. این ترکیب نشان میدهد که حضرت علی (ع) بهعنوان نماد دین و رستم بهعنوان نماد ملیت، در ذهن ایرانیان، دو قله بزرگ فضیلت و شجاعت هستند.
چاری با اشاره به محبوبیت خاندان رستم در میان شاعران و نویسندگان افزود: «دهها اثر ادبی از جمله فرامرز نامه، جهانگیرنامه، بانو گشسبنامه و برزونامه به تبار و فرزندان رستم پرداختهاند که این خود گواهی بر اهمیت و جذابیت این خاندان در فرهنگ ایرانی است.
سیستان؛ وفادار به ایران، از دل تاریخ تا امروز
این استاد تاریخشناس فرهنگ و تمدن سیستان تصریح کرد: ویژگی دیگر مردم سیستان تبعیت سیاسی و فرهنگی از حاکمیت ملی ایران است که باوجود انتقادها و نارضایتیهایی که ممکن بود در دورههای مختلف وجود داشته باشد، سیستانیها هرگز به جداییطلبی روی نیاورده و همواره خود را بخشی از ایران دانستهاند و این وفاداری را میتوان نتیجه حضور هزارساله حکومتهای کیانی در سیستان دانست، حکومتهایی که خود را از نسل رستم و اسطورههای شاهنامه میدانستند.
سیستان؛ جغرافیای زنده شاهنامه
عضو هیأتعلمی دانشگاه زابل در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر پیوند عمیق شاهنامه با فضای جغرافیایی سیستان گفت: سیستان را میتوان صحنه زندهای از شاهنامه دانست. نام بسیاری از مکانها با داستانهای حماسی درهمتنیده است و مواردی چون رود هیرمند (محل نبرد رستم و اسفندیار)، روستای تخت شاه (جایگاه تخت اسفندیار)، و مناطق زابل و زاهدان (محل رویارویی رستم و بهمن) اشاره کرد و گفت: «مردم این سرزمین با شاهنامه زندگی میکنند، داستانهای آن را نسل به نسل منتقل کردهاند و بسیاری از اماکن را با نام و یاد آن اسطورهها معنا بخشیدهاند.»
چاری ادامه داد: «سیستانیها نهتنها به گذشته حماسی خود افتخار میکنند، بلکه آن را جزئی از هویت زنده خود میدانند که در زندگی روزمرهشان جاری است.»
وی همچنین بیان کرد: که در طول تاریخ، حرمت و حجاب زنان در سیستان همواره محترم شمرده شده و
جایگاه زنان در سیستان را میراثی فرهنگی دانست که با تأثیرپذیری از آموزههای اسلامی و ارزشهای عرفی منطقه، بهصورت ویژهای حفظ شده و نمادی از احترام به زنان در تاریخ ایران است.
پیوند عمیق مردم سیستان بافرهنگ و ارزشهای ملی
چاری ادامه داد: «فرهنگ سیستان صرفاً متکی به اسطورهها نیست، بلکه شامل مجموعهای از ارزشهای اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی است که سیستانیها را متمایز کرده است.»
وی افزود: مردم سیستان همیشه فرهنگ ایرانمداری خود را حفظ کردهاند، درعینحال انتقادات سازنده خود را نسبت به حکومت مرکزی داشتهاند، اما هرگز از جایگاه خود بهعنوان بخشی از ایران صرفنظر نکردهاند.
این استاد تاریخشناس ادامه داد: تمدن سیستان نتیجه پیوند ناگسستنی انسان با طبیعت، تاریخ و باورهای بومی است که از دوران باستان تاکنون حفظ شده است. مردم این سرزمین با افتخار به ریشههای خود نگاه میکنند و تلاش میکنند این میراث ارزشمند را به نسلهای بعدی منتقل کنند.
چاری همچنین تأکید کرد: حفظ حرمت زنان، شجاعت مردان و پیوند ناگسستنی با داستانهای شاهنامه از ویژگیهای منحصربهفرد فرهنگ سیستان است که همچنان در زندگی روزمره این مردم جاری است.
نگاه آینده؛ حفظ و احیای فرهنگ سیستان
چاری تأکید کرد: حفظ زبان و فرهنگ سیستان نیازمند حمایت همهجانبه از سوی دولت و جامعه است. آموزش زبان محلی، برگزاری جشنوارههای فرهنگی، ثبت میراث ناملموس و توسعه گردشگری فرهنگی میتواند به احیای این فرهنگ غنی کمک کند.
وی افزود: «نسل جدید سیستانیها باید بدانند که این فرهنگ نه فقط بخشی از گذشته، بلکه سرمایهای برای آینده و هویت آنان است که باید با افتخار و دانش پاس داشته شود.